انتخاب با شماست!

آدم سیاسی نیستم ، اصلن اعتقاد دارم زندگی کوتاهتر از آن است که بخواهیم زمانی از آن را برای دفاع از سیاست های متغییر سیاستمداران تلف کنیم. چه بسا در بسیاری از همایش ها، گردهمایی هم شرکت نکرده ام و نمی کنم اصلن کاش لازم نبود هر دوره برای تجمیع رای صحبت کنم و ای کاش همه سیاست مداران راه های منطقی را پیش می گرفتند و از وضع معشیت ، اقتصاد و شادمانی خودم و اطرافیانم و مردم خیالم راحت بود (می دانم در برخی از کشور ها حتی نام رییس جمهور شون رو هم به سختی می دانند) ولی چه کنم که اینگونه نیست و هر انتخابی می تواند آینده ۴ ساله شاید ۱۰ -۱۲ ساله کشور ، من و شما را تغییر دهد، علی رغم میل باطنی ناچار به نوشتن سیاسی شدم تا شاید  حتی شده تصمیمات یک نفر را بتوانم در جهت راهی که فکر می کنم آینده من و شما را رغم خواهد زد تغییر دهم.

اول باید بگویم به نظرم از میان آن شش نفری که از اول بودند ، فردی نزدیک به ایده آل های خودم ندارم ولی برای انتخاب هنوز گزینه بهتر دارم. اول روی صحبتم با کسانی است که هنوز نمی خواهند رای دهند در پی اثبات حرفی هستند که در ذهن دارند ، معتقدم همسویی در حرکت با هم عقیده های خود می تواند تاثیر بهتری از تکروی یا بی حرکتی داشته باشد. مطمئن باشید اگر همه چیز از قبل مشخص بود این همه تلاش و صحبت و بحث و حرف و سفر و همایش توسط مسئولین در راس امور صورت نمی گرفت.

لازم می دانم مسائلی را مطرح کنم. به نظر من این ۴ سال خیلی بهتر از۸ سال قبلش بود ، به نظرم کلی کار انجام شده این را از اثرات آن می گویم ، هر چند لازم نبود هر کاری را تو بوق و کرنا کنند از قضا کلی کار الکی هم انجام نشد و کلی حرف هم زده نشد. چه بسا هر کاری را نباید احساسی و بدون تعقل انجام داد.

نمی دانم تا به حال درگیر خرید داروهای شیمی درمانی یا خاص شده اید ، امیدوارم هیچ گاه نشوید . من خودم برای خرید دارو مرتب طی پارسال اقدام می کردم و همواره موجود بود در صورتیکه در دوره های قبل از ۹۲ باید برای خرید دارو تا دو هفته صبر می کردی به شهرستان  های اطراف می رفتی و رنج بیماری دو چندان می شد ، و در نظر داشته باشید تاخیر برای شیمی درمانی اثرات غیر قابل جبرانی خواهد داشت ، در این مورد می توانم به شما بگویم در این ۴ سال دولت یازدهم نسبت به آن هشت سال به مراتب اوضاع بهتر شده و اگر بخواهم فقط به یک دلیل رای بدهم همین دلیل کافی است.

13920516144547988950704

برخی راجع به کسادی بازار صحبت می کنند و وعده رونق اقتصادی می دهند ، باید رونق و کسادی را تعریف کرد منظور از آن چیست ؟ من از نگاه خودم سعی می کنم رونق دوران دولت قبل از ۹۲ را با کسادی این دوران مقایسه می کنم! پدرم تولید کننده است از این کارگاههای کوچک خارج شهر دارد ، در دولت نهم و دهم اکثرا خانه نشین بود و فروش مواد اولیه در زمانی که نوسانات اقتصادی بیداد می کرد واقعا بی خطر تر  و سریعتر از تولیدی بود که مرارت و زحمت در زمان به دست می آمد بود. شاید سودی هم کسب می شد ولی تولیدی در کار نبود. ولی چندین و چند پروژه تولیدی در همین دولت کسادی انجام داد از طرفی چندین کارگر ساده و ماهر برای مدتی کار و درآمد داشتند .  به راحتی می دیدم تولید به این کوچکی چگونه اشتغال ایجاد می کند.

به خوبی می دانم کار محصول تولید است و تولید محیط بدور نوسانات و هیجانات اقتصادی می طلبد. رونق بازار به علت گرانی و نوسان ارز اصلا صحبت صحیحی نیست این مشکل اقتصاد است که از قضا دلالان و واسطه گران این وسط بیشتر سود خواهند برد کما اینکه در آن هشت سال سود بردند. اقتصاد باید در راستای اهداف تولید و تولید کننده باشد تا اشتغال ایجاد شود . حقیقت اینکه بازار ما بد عادت شده بیشتر به دنبال واسطه گری و فروشندگی است تا تولید ، منظورش از رونق هم همین است ، واقعا نمی شود سیاست های کلان را  روی بازار خرید و فروش بست ، دولت باید روی درآمد سرانه ملی که تولید کلید آن است ، تمرکز کند نه رونق واسطه گری.

رونقی که حاصل از افزایش قیمت ارز باشد یا افزایش های سرسام آور قیمت مسکن ، بیماری اقتصاد است و نه رونق ! مسکن در کشور ما اشتغال تولید می کند خیلی هم تولید می کند ولی به نظرم صنایعی می تواند در بلند مدت به کشور کمک کند که ارز آوری و درآمد زایی داشته باشند، مسکن تورمی صرفا تسکین دهنده است درمان اقتصاد نیست! مسکنی که بیش از سی سال عمر مفید ندارد. کار بزرگ کردن صبر و تعقل بزرگتری می طلبد.

112955_256

همه می دانیم کسی که دردمند بوده یا هست لزوما درمان را بلد نیست و این که من درد کشیده ام شعاری بیش نیست. چه بسا بر درد محرومان افزوده شود ، شعار هایی می شنوم که  اصلن نمی فهمم این دیگر چه نوع وعده ای است !؟ گوشمان از وعده های احساسی پر است.

با چه درایتی ١۵٠ هزار تومان یارانه می دهید؟ چه نرخ تورمی ایجاد خواهید کرد؟ راجع به نرخ تورم چرا کسی وعده نمی دهد ؟ قبلا که صحبت از کنترل تورم بود؟ به حجم نقدینگی فکر کرده اید؟ فکر کرده اید که سند وضع بد اقتصادی کجاست؟ نرخ آمار می گوید رشد ، می گویید نیست دلیل و مدرک بیاورید؟
لطفن برنامه بدهید ، دقیق صحبت کنید ، محل تامین بودجه اشتغال و یارانه کجاست؟ از کجا باید بزنیم ؟ هزینه آموزش ؟ لطفن نگویید از هزینه های دولت کسر می کنیم و اقتصاد را هل میدهیم ! این کار دشواری است در ۴ سال به راحتی رخ نمی دهد .

راه چاره را بگویید و اینکه چرا باید به شعارها اعتماد کنیم ، چرا باید عملکرد نقد دولت را ( حال با هر میزانی) را به نسیه ای ناکامل و غیر صریح ترجیح دهیم. حداقل عملکرد این دولت پیش رویمان است و خوب می دانیم وعده های یک جانبه دردی از اقتصاد کشور را درمان نمی کند. خودم در همین دولت یارانه ام قطع شد ولی هر جوری حساب می کنم بهتر از این بود که ۱۰۰ – ۲۰۰ هزار تومان بیشتر یارانه می گرفتم ولی تورم روی ۴۰ درصد بود !

شما را سوگند می دهم با احساسات و عقاید و مردم بازی نکنید ، کدام دولت ابلهی می آید زیر قراردادی را در جمهوری اسلامی ایران امضاء می کند که به کودکانش همجنس بازی یا تعالیم جنسی خلاف مذهب رسمی کشور بدهد ، سوگند می دهم قبل از احساسی شدن فکر کنید ، اینگونه حرفا هر چند بارها تکذیب شده ولی اصلن نیاز به تکذیب مفاد غیر واقعی ۲۰۳۰ با ایران ندارد.خواهشن بروید مفاد ۲۰۳۰ را بخوانید تعهدات ایران را بخوانید. برایم جالب است واقعا چه فکر می کنند که همچنین حرفهایی را می زنند ،از نظرشان این تهمت ها گناه نیست ؟

در مورد اختلاس ، باید بگویم من چند پرونده ۳۰۰۰ میلیادری و ۱۲۰۰۰ میلیاردی و چندین اختلاس دیگر یادم هست که قبلا اتفاق افتاد از دوران دبیرستان یادم هست همین طور اتفاق می افتد و برخی کشف واعلام می شوند درشت ترین هایش در ۸ سال قبل آقای روحانی بود تا آنجا که من می دانم. بدنه و کارمندان تمام این دولت ها که آمدند و رفتند یکسان بود ، خیلی از اختلاس ها خارج از دولت اتفاق افتاد. در آمد های همیشه نجومی را هر که رو می کند نباید اعدام شود. کسی که چندین و چند سمت داشته فقط این ۲ ، ۳ ساله حقوق نجومی می گرفته ؟

اینکه بخواهیم پول را به سه دهک پایینی جامعه بدهیم عین دوستی خاله خرسه است ، به آنها پول بدهیم آنها نقدینگی شان بالا می رود و این بدترین نقدینگی است چون صاحبان این نقدینگی اکثرا نه شغل دارند و نه طرح اقتصادی باید بروند از دهک های صاحب کالا و تولید خرید کنند و خوب وقتی تقاضا بالا برود لازم به گفتن نیست که تورم چه میزان بالا می رود. خودرو و مسکن به راحتی گران می شود. دهک های پایین جامعه و بیکار ها طرهای معقول و حمایت های بلند مدتی را می طلبند .

در مورد تورم هم باید بگویم فقط قیمت قند و شکر  مشمول محاسبه تورم است ؟ (لبنیات نیست ؟) تورم شامل اجاره بهای مسکن خوردرو ، موبایل و هزینه های حمل ونقل هم می شود که درصد بسیار بیشتری از سبد هزینه های خانوار را تشکیل می دهد و اصلن لازم به گفتن نیست رشد قیمت این موارد چگونه بوده است.

494807_117

رییس جمهور باید رییس جمهور همه مردم ایران باشد نه عده ای خاص یا فقط طبقه محروم یا ثروتمند  ، باید بلند مدت فکر کند ، اینکه بیایم از کارخانه داران و صاحبان صنایع حمایت کنیم هر چند در دهک های بالای جامعه باشند عین تعقل است و تعقل در هر دولتی مهمتر از احساسات گذراست.

یادمان هست به برنامه های اعلام نشده اطمینان نکنیم. می دانیم که بدون هم  موفق نخواهیم شد  سستی  کاهلی می تواند مخرب باشد و دیر بجنبید شاید آخر هفته بسیاری از رویاها ، آرزوها و آسایس فعلی ما رفته باشد. بیاید از خودمان شکست نخوریم هر تصمیمی دارید باهم داشته باشید.

دیگر نمی خواهیم یک شب بخوابیم و صبح که بیدار شدیم درآمدم یک سوم شده باشد و برخی دلشان خوش باشد که یارانه و کارانه می گیریم .

نمی خواهیم کلی کار کنیم و پولی کسب کنیم ولی حساب کنیم اگر خوردو می خریدیم می فروختیم بیشتر سود می کردیم یا اگر پولمان در بانک باشد درآمدش بیشتر از سگ دو زدن های ماست .

پس بیاید و همراه باشید تا با هم به هم کمک کنیم!

بیندیشید و همراه شوید یک روز هم یک روز است. هر لحظه ارزش دارد قبل از آنکه خیلی دیر شود.

———————————————–

پا نوشت ۱ : در این مطلب مقصود بیشتر تجربیات خودم از زندگی در دولت فعلی را منتقل کردم ، وارد مباحث اجتماعی نشده ام و بیشتر  مباحث اقتصادی را مطرح کرده ام.

پا نوشت ۲ : در آینده این پست حذف می شود ، من سیاسی نیستم ولی بی تفاوت نیستم.

Share Button

به نام مادر!

بویت در هوا پیچیده ،حس می کنم تو را حتی از این دور دست ها

و سال پادشاهش در راه است
زرد و سرخ، پاییز خوشرنگی

و یا شاید پاییز دلتنگی!

راستی، دیگر پسرت هم تنهایی اش را پر می کند
و تو هنوز هم نیستی.

وای خدای من ، از این دور دست ها هم خیلی زیبایی!

 


 

برای مادرم که خیلی زود رفت .

Share Button

تو را سپاس

بودنت را سپاس که هستی زمانی که هیچ کسی نیست.
بودنت را سپاس که هستی حتی زمانی که نیستی!
بودنت را سپاس که هستی ات ، فقط بودن تنها نیست ،

می دانی بودنت فراتر از بودن است، بودنت سارق تنهایی است!

در پاییزی ترین شهریور قرن ،بودنت مرا کم آمد! دلتنگت شدم.

Share Button

گم گشته ایم ؟!

هر روز  به سر کار که می آیم ،در راه کسی نشانی ای از من می پرسد و من برخی را پاسخ می دانم. آنهایی که نزدیکند و دقیق.

در این اندیشه بودم که اگر هر روز از هر کس یک نشانی هم بپرسند، شاید دارد نشان می دهد که

ما چقدر در این جهان گم گشته ایم!

Share Button

جنگل را به خاطره بسپار

امرزو در راه که می آمدم از کنار اتوبان رد می شدم ویژ ویژ صدای اتوبان می آمد ، به ناگاه احساس کردم صدای آواز پرنده مانندی شنیدم ، برگشتم چیزی نیدیم . تنها تیر برق نسبتا بلندی وسط اتوبان دیده می شد. هر چه نگاه کردم پرنده ای ندیدم ، فکر کردم صدای تاب خوردن سیم هاست که قژ قژ می کند ، دوباره راه افتادم بازهم همان صدای آواز شنیدم و دوباره تکرار شد. خوب که نگاه کردم پرنده ای را دیدم که بالای تیر وسط اتوبان پر از ماشین های فلزی، که آوازی زیبا می خواند!

این بود که برای پرنده خطابی سرگشاده نوشتم :
پرنده اینجا که انسان و آهن در هم آمیخته اند زمانی صحرایی ، جنگلی یا طبیعتی زیبا بوده است.
پرنده، جنگل را هم به خاطر بسپار که جنگل رفتنی است !

Share Button

چه آسوده خوابیده است شهر

کارتن خوابی

چه آسوده خوابیده است شهر در چشمان نا امید تنهایی انسان.

و چه بیهوده سخن می گوید انسان از انسانیتش .

و کجاییم ما در تلاقی قرن و الکترونیک و شبکه ؟!

چقدر واقعیت ، مجازی شده است این روزها ،

چقدر مفاهیم بدیهی نا مانوس است و آدمیان دانشمند بی دانش!

Share Button

صورت پرسش را پاک نکنید

اصلی ترین دلیل مرگ ،تولد است.

 

پس اگر می خواهید اصلا نمیرید ، لطفن متولد نشوید!

پاک کردن صوت پرسش هم اینگونه است .

گاهی به جای ارائه راه حل ، کل پرسش را نقد می کنیم و از اندیشیدن و خطر کردن طفره می رویم.

گاهی هم در گذشته ها  و حسرت ها غرق می شویم.

 

Share Button

فرضیه رابطه

امروز به این فرضیه رسیدم :

هر تغییری نشان دهنده شروع یا برقراری مجدد یک ارتباط است!

حال این تغییر می تواند در رفتار فرد یا جامعه باشد.

و این ارتباط می تواند ارتباط با طبیعت ، یک گل ، یک فرد ، یک کتاب جدید یا یک فرهنگ و یا حتی یک مفهوم تازه باشد.

Share Button

پس ،دروسی که در دانشگاه یاد گرفته ایم به چه دردی خواهد خورد؟!

چند وقتی هست که می­خواستم راجع به لزوم (یا عدم لزوم) رفتن به دانشگاه برای ورود به بازار نرم افزار ایران بنویسم. چند وقت پیش مطلبی در این مورد در وبلاگ یک developer آرش خویینی های عزیز در مورد تصورات و انتظارات غلطمان از دانشگاه خواندم ، دوباره مصمم تر شدم در این باره بنویسم . البته من در اینجا اصلا قصد ندارم قیاسی با زاکربرگ و بیل گیتس و مانند آنها انجام دهم ، فقط در مورد شرایط لازم برای فعالیت در بازار نرم افزار ایران (با توجه به تجربه های ۸ -۹ ساله بعد از تحصیل) خواهم نوشت.

فکر می­کنم لازم است راجع به خودم بگویم من دانش آموخته دانشگاه رده اول کشور نیستم ولی حداقل با اساتیدی چند، از دانشگاه دولتی اصفهان درس داشته ام و در  مدت کارم افتخار همکاری با دانش آموختگان دانشگاههای رده اول کشور را داشته ام. از ۱۳ یا ۱۴ سالگی بود دوست داشتم که در رشته کامپیوتر ، آنهم نرم افزار درس بخوانم . به جرات می‌توانم بگویم خیلی از چیزهایی که خوانده ام (البته اگر جزء دروس مورد علاقه ام بوده باشد) حتی با وجود عدم نیاز به استفاده از آنها در کار هنوز هم به خاطر دارم و دیگر اینکه پروژه ها  (قسمت مورد علاقه من) رو هم که خوب البته به طور غالب خودم به انجام رسانده ام.

به شخصه اگر قرار باشد دوباره دیپلم بگیرم و انتخاب رشته کنم و به دانشگاه بروم و در رشته مورد علاقه ام یعنی نرم افزار کسب دانش کنم ، هیچ گاه این کار یعنی رفتن به یک دانشگاه برای خواندن دروس کلاسیک را دوباره تکرار نخواهم کرد (حداقل در ایران). در طی این سال ها که در بازار نرم افزار ایران فعالیت داشته ام به این پرسش رسیده ام که پس این دروس دانشگاهی کجا به کارم می‌­آید از تمامی آن ۱۴۱ واحدی که پاس کردم ، به راستی با چند واحد آن در طی سال سرو کار دارم و واقعا این همان دانشی است که آن زمان کسب کردم دروس مثل مدار الکتریکی و الکترونیکی کجای زندگی حرفه ای من جای دارد ؟ این همه هزینه های زمانی و مالی و روانی که بر خودم ، خانواده و حتی جامعه تحمیل کردم به راستی نیاز بود؟!

من در این مدت هشت ، نه سالی که در چند شرکت و سازمان برنامه نویسی کرده ام تنها جاهایی که از من مدارک تحصیلی خواستند شرکت فعلی ام و سازمان صدا و سیما بود ، سازمان صدا و سیما که جای خود ، شرکت فعلی هم به دلیل نیاز منابع انسانی در تخصیص متفاوت (اندک تفاوت) حقوق برای دیپلم ، لیسانس و یا فوق لیسانس این مدارک را درخواست نمودند.

در محیط کاری هم بچه های دانشگاه شریف و تهران و امیرکبیر داریم تا بچه های دانشگاه آزاد و رشته های دیگر و موسسه آموزشی اپتک وحتی افرادی با لیسانس های رشته های دیگر ، گویی این مدارک و معدل ها جز در ورود اولیه – اگر دانش در سطح کافی نداشته باشید – کارایی چندانی ندارد .

در زمینه های شغلی نرم افزار (البته اینجا بیشتر توسعه دهنده نرم افزار ، تحلیل گر یا آزمونگر فنی نرم افزار و مشاغل مرتبط است) هم شاید ۱۰ تا ۲۰ واحد از دروس چارت استاندارد دانشگاه دروسی نظیر طراحی الگوریتم ، پایگاه داده ها و برنامه نویسی پیشرفته و یا سیستم عامل بیشتر به کار روزمره نیاید. این حرف را بعد از همکاری با چندین شرکت ریز و درشت به صورت تمام وقت و پاره وقت می­زنم. هر چند باز هم باید در نظر گرفت حتی اگر از دروسی که گفتم چیزی در خاطرمان باشد ، دانش کسب شده بایستی تکمیل ، بروز رسانی یا حتی تصحیح هم گردد. خوب فکر نکنم انسان عاقلی برای چند واحد جزئی که می‌توان با مداومت در منزل هم فراگرفت نیاز به رفتن به دانشگاه داشته باشد.

در طی این سالها بارها یا مصاحبه شده ام یا از مصاحبه کنندگان بوده ام ، باید بگویم به غیر از برخی مشاغل سازمانی دولتی یا شبه دولتی کمتر مدرک تحصیلی ، معدل یا حتی نام دانشگاه به استخدام می­‌انجامد. چه اینکه دانش آموختگان کارشناسی ارشد هوش مصنوعی یا نرم افزار در مصاحبه رد شده اند و چه اینکه اصلا پرسیده نشده دانشگاه محل تحصیل شما کجاست؟ چه بسا بسیاری از دانش آموختگان برجسته(منظورم کسب معدل) مفاهیم تئوری شئی گرایی را هم نمی‌دانند ،و اینکه بسیاری حتی چند خط کد ساده (جدا از اینکه نتیجه کاری که می خواهیم در مصاحبه هست یا خیر) نمی‌توانند بنویسند و این برای دانش آموخته کارشناسی نرم افزار یعنی فاجعه!

حقیقت اینست که اغلب دانش کسب شده در دانشگاه های داخل کشور، در صنعت نرم افزار ایران عملی، بروز و عمیق نیست، پس واضح است که در عمل کاربرد چندانی نداشته باشد و به زمان گذاشتن مجدد برای بازفراگیری منابع جدید و کسب تجربه فراوان نیاز دارد. دیگر اینکه متاسفانه اطلاعات دانشگاه از بازار کار و صنعت اندک است و با توجه به آن بسیاری دانشجویان به بیراهه ها می­روند. دانشی که نیاز بازار است کسب نمی‌­گردد یا دانشی کسب می‌­گردد که نیاز بازار داخل کشور نیست.

حقیقت  اینست وقتی در بازار نرم افزار کار می­‌کند احتیاج به اطلاعات عمیق ، بروز و عملی دارید که بایستی با مطالعه و تجربه در زمان اشتغال به مرور یا هر روزه این اطلاعات را بدست بیاورید و بروز رسانی کنید. کار چندان آسانی هم نیست ، حرکتی بدون توقف و سریعتر از هر رشته تحصیلی دیگر. وقتی دانشی به سرعت منسوخ می­شود و دانشگاه ها در طی چندین سال بروز رسانی می شود وقتی منابع تئوری و عملی در بازار کار متفاوت با منابع تئوری تدریس شده در دانشگاه می‌­باشد. حالا واقعا نمی­دانم تحصیل برای رسیدن به این بازار کار به چه دردی می­خورد.

بیکاری

در خبرها متاسفانه شنیدم رشته کامپیوتر بیشترین آمار بیکاری (یا حداقل یکی از بیشترین ها) را در بین رشته های تحصیلی داراست. این را به خبری که من به شما خواهم گفت بچسبانید  ، تمامی شرکت های بزرگ در تمامی طول سال برنامه استخدام برنامه نویس با تجربه یا کار آموز با استعداد دارند. نتیجه این نمی‌­شود که اکثر دانش آموختگان در تحصیل دانش دچار مشکل و کمبود حافظه و استعداد می‌­باشند! بلکه اینست که آن دانش آموختگان چیز دیگری آموخته اند ولی این کارفرمایان چیز دیگری نیاز دارند. این طور می‌شود که رشته‌ای پر از فرصت شغلی مانند کامپیوتر می­شود بیکارترین رشته ها .

با وجود تجربیاتی که در شرکت های مختلف داشته ام به شما اطمینان می­دهم با وجود داشتن دانش کافی( نه صرفا وجود مدرک تحصیلی با معدل بالا) در این رشته بیکار نخواهید ماند. فرقی نمی­کند با کدام زبان برنامه نویسی کار کرده اید .تضمینی که برای سایر رشته ها به این راحتی نمی‌توان داد. از طرفی بسیاری از برنامه نویسان به راحتی پذیرش های شغلی از کشور های  مختلف می­گیرند و یا با اقدام اقامت کار می­‌توانند پیدا کنند پس اگر برنامه خروج از کشور دارید  روی نرم افزار و برنامه نویسی می­توانید حساب کنید فقط به یاد داشته باشید که دانش نرم افزار دانشی بروز و مورد نیاز در تمام دنیاست برای این مورد بایستی مطالعات خوب و عملی داشته باشید.

در پایان اینکه قبل از رفتن به دانشگاه ، انتخاب رشته ، یا هر حرکتی که زمان شما را برای چندین سال می­گیرد یا زندگی شما را تحت الشعاع قرار می­‌دهد، خوب فکر و تحقیق کنید.


پا نوشت :

– این نکته رو هم بگویم توقع‌ای نیست که در دانشگاه تکنسین تربیت شود ولی از یک طرف پس تکلیف دانش آموختگان در مواجهه با بیکاری در جامعه چه می شود و از طرف دیگر دانش آموختگان فعلی اصول مهندسی نرم افزار را به صورت عملی هم نمی‌دانند.

– نشانه ؟! که در عنوان استفاده شده است ، به معنی حرکت مشکوک در شطرنج می­‌باشد که در این نوشته به کار بردم.

– در زمانی که من برای تحصیل  و انتخاب رشته اقدام می­‌کردم مشاور مناسبی در دسترس نبود ولی مطالب مختلفی در حال حاضر در اینترنت منتشر شده است که می­‌توانید آنها را خوانید و بعد تصمیم مناسب بگیرد.

– در مورد ضعف های دانشی در بازار کار برنامه نویسی و نرم افزار ایران نیز قصد دارم در آینده بنویسم و در این مطلب بحث آن خارج از موضوع بود.

Share Button

زندگی برای کار یا کار برای زندگی؟!

یک روایتی از دنیای پرمنفعت و شلوغ کسب و کار و مدرنیته در برابر سادگی زندگی روستایی در مکزیک شنیده بودم و همواره در خاطرم بود ، گفتم در اینجا بیاورم، شاید زمانی وقت آن باشد که از خودمان بپرسیم : آخرش که چی!؟


یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!

از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟ مکزیکى: مدت خیلى کمى ! آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟ مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه ! آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟ مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم! با بچه‌هام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغول و شادم با این نوع زندگى!

آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى ! مکزیکى: خب! بعدش چى؟ آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى… بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى… این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک… اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى …

مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟ آمریکایى: پانزده تا بیست سال ! مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟ آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره ! مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟ آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى ! با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!

مکزیکی نگاهی به مرد آمریکایی کرد و گفت :خب من الانم که دارم همینکارو میکنم!!

Share Button